تبليغاتX
یااباصالح

یااباصالح
مختلف

اگر چه همیشه به دانشجویان [در سرتاسر عالم] القا شده است که شما تافته‌ی جدابافته‌ای هستید [و البته بدین جهت که اولاً جویای علم می‌باشند و ثانیاً آینده‌ساز خواهند بود، ارزشمند می‌باشند]، ولی دست کم باید قبول کرد که به لحاظ خلقت (مرد و زن) و گرایشات و کشش‌ها و قوانین مترتب فردی و اجتماعی، هیچ فرقی با سایر آحاد مردم ندارند. لذا اگر «اختلاط جنسی» آزاد باشد، برای همگان آزاد است و اگر محدود به حدود و چارچوب‌هایی باشد، دانشجو و غیر دانشجو ندارد و محیط دانشگاه برای اختلاط جنسی، با اتاق شخصی، هتل، پارک و ... فرق و امتیازی ندارد. اینک به نکات ذیل توجه فرمایید:

الف – اسلام عزیز نه تنها هیچ‌گاه با اختلاط جنسی مخالف نبوده و نیست، بلکه آن را یکی از مهم‌ترین نیاز‌های بشر قلمداد می‌کند و به ارضای این نیاز نیز تأکید و اصرار دارد. به جرأت و صراحت می‌توان اذعان نمود که در هیچ دین الهی یا مکتب بشری، آن مقدار که اسلام به غریزه‌ی شهوت و ضرورت ارضای آن توجه نموده، توجهی نشده است.

ب – اما اسلام، با هر فعل مضر و مخربی (چه فردی و چه اجتماعی) و با هر خروج و طغیان از مسیر و قواعدش مخالف است. خواه خوردن یک لقمه نان ساده باشد، که از مال حرام، مال یتیم، مال دزدی و ... آن نان بر حذر داشته است و چه شهوات و نیازهای جنسی باشد که از «زنا» پرهیز داده و چه عباداتی چون نماز باشد که از «ریا» پرهیز داده است. لذا می‌فرماید که به هیچ کار بدی، چه علنی باشد و چه مخفی، نزدیک نشوید:

«... وَ لا تَقرَبُوا الفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنها وَ ما بَطَن‏ ...» (الأنعام - 151)

ترجمه: ... و به كارهاى زشت، خواه آنچه كه آشكار و خواه آنچه كه نهان باشد نزديك نشويد.

ج – بر همین اساس خداوند متعال که هادی مخلوقات خود و به ویژه بشر (دارای قوه‌ی انتخاب و اختیار) می‌باشد، برای هر امری قوانینی وضع و تبیین نموده است که مطابق عقل و فطرت و نیازهای انسان در کلیه‌ی شئون فردی و اجتماعی می‌باشد و از جمله قوانین «روابط جنسی» بین زن و مرد است.

د – اسلام هر گونه رابطه‌ی جنسی بین زن و مرد را خارج از قواعد ازدواج (چه موقت و چه دائم)، حرام اعلام می‌نماید. یعنی برای انسان و جامعه مضر است. و مضرات گوناگون آن چه به لحاظ بیماری‌های روانی و جسمی، چه بیماری‌های جنسی، چه شیوع وحشی‌گری و اغفال و تجاوز، چه ازدیاد نسل بی‌هویت، چه کالا شدن انسانی به نام زن، به خاطر جاذبه‌های جنسی‌اش، چه بر هم خوردن کانون خانواده، چه ازدیاد هم خوابی با خانواده‌ی اول، چه به لحاظ اصل قرار گرفتن سکس برای اخلاق، سیاست، اقتصاد و ...، به وضوح در جوامع غربی مشاهده می‌شود، به حدی که خود از این وضعیت به تنگ آمده‌اند، اما چاره‌ای ندارند. چرا که برای آنان به جز اقتصاد چیزی مطرح نیست و اعلب بنیان‌ها و زمینه‌های اقتصادی نیز بر این اساس سازماندهی شده‌اند.

ھ – بدیهی است که مقدمه گناه، خود گناه است. یعنی مقدمه‌ی ضرر و زیان، خود ضرر و زیان است. لذا انسان نباید خود را فریب دهد. کسی نمی‌تواند مدعی شود که من با دختر یا پسری که برایم جاذب بوده، یک رابطه‌ی معمولی مثل خواهر و برادر دارم. چرا که اولاً محال است و بالاخره جاذبه‌هایی آن پسر یا دختر را از دیگران متمایز کرده است و ثانیاً دیگر به چنین روابطی (اگر سالم باشد) اختلاط جنسی نمی‌گویند. پس، اگر پسر و دختری نسبت به هم نظر مساعدی داشتند، یعنی نسبت به یک دیگر جاذبه‌ی جنسی دارند. لذا اگر مایلند از هم لذت جنسی ببرند، باید بر اساس قاعده و اصولش رفتار کنند، و گرنه از مسیر خارج می‌شوند – طغیان می‌کنند – و موجبات فساد و تباهی خود و جامعه را فراهم می‌آورند. و این معنا هیچ مخالفی ندارد که دلیل عقلی برای اثبات بخواهد (اگر چه این ناهنجاری در جهان شیوع یافته است).

                                                                                                                                                          x-shobhe.com   

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 5:15 ] [ احمد ] [ ]

1- وقتی کسی برای تو میمیرد آنقدر مرد باش که بتوانی یک شاخه گل برای مزارش بیاوری


2-مرد بزرگ کسی است که در سینه خود قلبی کودکانه داشته باشد

3- مهربانی را در کودکی یافتم که آبنباتش را به دریاچه نمک انداخته بود تا شیرین شود

4- هیچوقت مغرور نشو برگها وقتی می ریزن که فکر می کنن طلا شدن

5-برای دیدن یه رنگین کمون زیبا باید تحمل یه بارون سخت رو داشته باشی

6- هرگز هیچ حسرتی در دنیا این چنین یک جا جمع نمی شود که در این سه واژه کوتاه : " او دوستم ندارد "!

7-آدمها اون موقعی میمیرند که دیگه قلبشون برای کسی به درد نیاد یا قلب کسی براشون به تپش نیفته

8- اگر روزگاري شان مقامت پائين آمد نااميد مشو زير آفتاب هر روز هنگام غروب پائين ميرود تا بامداد روز ديگر بالا بيايد

9- گر کوره راه زندگي طويل است و پر ملال يادآر که تنها يکبار بايد از آن عبور کرد

10-امروز خدا را به راهي كه در پبيش رويت قرار داده است سپاسگزار باش سعي كن دلبسته باشي اما وابسته نباشي

11-يك روز تو تونگ ماهي شراب مي ريزتد بعد ماهي از تونگ مي پره بيرون ميگه "بي خيال گربه

13- هرکدوم مون همون قدر ارزش داريم که خودمون بخوايم!! يادت باشه اگه مفت نمی ارزیدی خودت خودتو مفت فروختی...!!

14- تمام زندگی را از دریا بیاموز , زیرا برای در اغوش گرفتن ساحل ارام و قرار ندارد

15- فراموش کن چیزی را که نمی توانی به دست آوری .......... و به دست آور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی

16- از شمع سه چيز آموختم: ايستاده بميرم بي صدا بميرم به پاي دوست بميرم

17- مترسك رو دوست ندارم زيراپرنده ها رو مي ترسونه ولي دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه -

18- در ميان ميليونها ديروز و هزاران فردا , فقط يک امروز وجود دارد . پس امروز را از دست ندهيم

19- امروز خدا را به راهي كه در پبيش رويت قرار داده است سپاسگزار باش سعي كن دلبسته باشي اما وابسته نباشي

20- براي شکستن دل يه لحظه وقت کافيه... اما براي اينکه از دلش در بياري شايد هيچ وقت فرصت پيدا نکني

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 0:13 ] [ احمد ] [ ]

تو می آیی و دست های مرا پر از عطریاس و سحر می کنی
تو می آیی و لحظه های مرا از احساس گل تازه تر می کنی
تو می آیی و چشم های مرا برای شکفتن خبر می کنی
اگر خسته باشم از این انتظار به این خسته آخر نظر می کنی
تو می آیی و با غزل های سبز بهار جوان را صدا می زنی
به «انسانیت» بال و پر می دهی به زخم «حقیقت» دوا می زنی
تو می آیی و مرهم آشتی به سرتاسر کینه ها می زنی
تو می آیی و با طلوعی لطیف چه نقشی به آینه ها می زنی!

نسیرین صمصامی

[ شنبه نهم اردیبهشت 1391 ] [ 4:24 ] [ احمد ] [ ]

علي که شير خدا و اسد الله الغالب بود و در قلعه خيبر را با يک دست بلند کرد، چگونه حاضر مى‌شود ببيند همسرش را در مقابل چشمانش كتك بزنند؛ اما هيچ واكنشى از خود نشان ندهد؟!

نقد و بررسي:

يكى از مهمترين شبهاتى كه وهابي‌ها با تحريك احساسات مردم، به منظور انكار قضيه هجوم عمر بن خطاب و كتك زدن فاطمه زهرا سلام الله عليها مطرح مى‌كنند، اين است كه چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟ مگر نه اين كه او اسد الله الغالب و شجاع‌ترين فرد زمان خود بود و...

عالمان شيعه در طول تاريخ از اين شبهه‌ پاسخ‌هاى گوناگونى داده‌اند كه به اختصار به چند نكته بسنده مى‌كنيم.

عكس العمل تند حضرت در برابر عمر بن خطاب:

اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آن‌ها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مى‌خواست به آن‌ها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائى نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسى جرأت نمى‌كرد كه اين فكر را حتى از مخيله‌اش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمان‌هاى الهى بوده است.

سليم بن قيس هلالى كه از ياران مخلص اميرمؤمنان عليه السلام است، در اين باره مى‌نويسد:

عمر آتش طلبيد و آن را بر در خانه شعله‏ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد! حضرت زهرا عليها السّلام به طرف عمر آمد و فرياد زد: يا ابتاه، يا رسول اللَّه! عمر شمشير را در حالى كه در غلافش بود بلند كرد و بر پهلوى فاطمه زد. آن حضرت ناله كرد: يا ابتاه! عمر تازيانه را بلند كرد و بر بازوى حضرت زد. آن حضرت صدا زد:

يا رسول اللَّه، ابوبكر و عمر با بازماندگانت چه بد رفتار مى‌كنند»!

علي عليه السّلام ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت كشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش كوبيد و خواست او را بكشد؛ ولى به ياد سخن پيامبر صلى الله عليه وآله و وصيتى كه به او كرده بود افتاد، فرمود: اى پسر صُهاك! قسم به آنكه محمّد را به پيامبرى مبعوث نمود، اگر مقدرّات الهى و عهدى كه پيامبر با من بسته است، نبود، مى‏دانستى كه تو نمى‏توانى به خانه من داخل شوى»

الهلالي، سليم بن قيس (متوفاي80هـ)، كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568، ناشر: انتشارات هادى‏ ـ قم‏، الطبعة الأولي، 1405


[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 4:57 ] [ احمد ] [ ]
جوان خیلی ارام ومتین به مرد نزدیک شدوبالحنی مودبانه گفت:ببخشیداقا!من می تونم یه کم به خانم شما نگاه کنم ولذت ببرم؟

مردکه اصلا توقع چنین حرفی را نداشت وحسابی جاخورده بودمثل اتشفشان از جادر رفت ومیان بازار وجمعیت یقه ی جوان راگرفت وعصبانی طوری که رگ گردنش بیرون زده بود اورابه دیوار کوفت وفریادزد:((مرتیکه عوضی مگه خودت ناموس نداری...خجالت نمی کشی؟))

جوان اما:خیلی ارام بدون اینکه از رفتار وفحش های مردعصبی شودوواکنشی نشان دهدهمان طورمودبانه ومتین ادامه داد:خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی وغیرتی بشین دیدم به خاطروضع ظاهر خانمتون دارن بدون اجازه نگاه  می کنن ولذت می برن من گفتم حداقل از شمااجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم...

حالاهم یقمو ول کنین از خیرش گذشتم!

مرد خشکش زد...همان طورکه یقه ی جوان راگرقته بوداب دهانش راقورت داد وزیر چشمی زنش را براندازکرد.

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 4:21 ] [ احمد ] [ ]
عن فاطمه :پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است: بهترين شما نرمخوترين شما به اطرافيان و بزرگوارترين شما به زنان است.

از پدرم رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)درباره مردان و زنانى كه در نمازشان سستى و سهل انگارى مىكنند، پرسيدم.
آن حضرت فرمودند: هر زن و مردى كه در امر نماز، سستى و سهل انگارى داشته باشد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مىگرداند:1ـ خداوند، بركت را از عمرش مىگيرد،2ـ خداوند، بركت را از رزق و روزىاش مىگيرد،3ـ خداوند، سيماى صالحين را از چهره اش محو مىكند،4ـ هر كارى كه بكند بدون پاداش خواهد ماند،5ـ دعايش مستجاب نخواهد شد،6ـ برايش بهره اى از دعاى صالحين نخواهد بود،7ـ ذليل خواهد مُرد،8ـ گرسنه جان خواهد داد،9ـ تشنه كام خواهد مرد، به طورى كه اگر با همه نهرهاى دنيا آبش دهند، تشنگىاش برطرف نخواهد شد،10ـ خداوند، فرشته اى را برمىگزيند تا او را در قبرش ناآرام سازد،11ـ قبرش را تنگ گرداند،12ـ قبرش تاريك باشد،13ـ خداوند فرشته اى را برمىگزيند تا او را به صورتش به زمين كشد، در حالى كه خلايق به او بنگرند،14ـ به سختى مورد محاسبه قرار گيرد،15ـ و خداوند به او ننگرد و او را پاكيزه نگرداند و او را عذابى دردناك باشد.

شهادت آن بی بی دوعالم تسلیت باد

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 6:58 ] [ احمد ] [ ]
منبع داستانهاي حكيمانه در آثار استاد حسن زاده آملي ص 32

در تاءثير اين ذكر شريف يعنى لا اله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمين به سه جمله فاستجبنا له ، و نجيناه من الغّم ، و كذلك ننجى المؤ منين دقت به سزا اعمال گردد، به خصوص به جمله اخير كه مفاد آن عام است كه وعده فرموده است شامل همه مؤ منين مى باشد، و با جمع محلى به الف و لام و فعل مضارع كه دال بر تجدد زمان و حصول تدريجى آن براى ابد است تعبير فرموده است ، فتبصّر.


امام صادق عليه السلام مى فرمايد: در شگفتم براى كسى كه از چهار چيز بيم دارد، چگونه به چهار چيز پناه نمى برد؟

در شگفتم براى كسى كه ترس بر او غلبه كرده ، چگونه به ذكر حسبنا الله و نعم الوكيل پناه نمى برد. زيرا به تحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل به دنبال ذكر ياد شده فرمود: پس (آن كسانى كه به عزم جهاد خارج گشتند و تخويف شياطين در آنها اثر نكرد و به ذكر فوق تمسك جستند) همراه با نعمتى از جانب خداوند (عافيت ) و چيزى زائد بر آن (سود در تجارت ) بازگشتند و هيچگونه بدى به آنان نرسيد.

و در شگفتم براى كسى كه اندوهگين است ، چگونه به ذكر لا اله الا انت سبحانك انّى كنت من الظالمين پناه نمى برد. زيرا به تحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل به دنبال ذكر فوق فرمود: پس ما (يونس را در اثر تمسك به ذكر ياد شده ) از اندوه نجات داديم و همين گونه مؤ منين را نجات مى بخشيم .

و در شگفتم براى كسى كه مورد مكر و حيله واقع شده ، چگونه به ذكر اءفوض ‍ امرى الى الله ان الله بصير بالعباد پناه نمى برد. زيرا به تحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل به دنبال ذكر فوق فرمود: پس خداوند (موسى را در اثر ذكر ياد شده ) از شر و مكر فرعونيان مصون داشت .

و در شگفتم براى كسى كه طالب دنيا و زيبايى هاى دنياست ، چگونه به ذكر ((ما شاءالله لا قوة الا بالله )) پناه نمى برد. زيرا به تحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل بعد از ذكر ياد شده (از زبان مردى كه فاقد نعمتهاى دنيوى بود، خطاب به مردى كه از آن نعمتها بهره مند بود) فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، كمتر از خود مى دانى پس اميد است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد...

[ پنجشنبه دهم فروردین 1391 ] [ 5:31 ] [ احمد ] [ ]

شب اول قبر به روایت شاهد زنده

علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏گفت:

در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدی‏ها (سنی‏های دولت عثمانی) فوت كرد.

این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏كرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.

هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می‏زد: من از مادرم جدا نمی‏شوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد. سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند، و فقط روی قبر را با تخته‏ای بپوشانند و دریچه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.

پرسیدند چرا این طور شده‏ای؟

در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.

تا این كه پرسیدند: امام تو كیست؟

آن مرد محترم كه در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»

در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏كشید.

من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع كه می‏بینید كه همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

مرحوم قاضی می‏فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏كرد و آن شخصی كه همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏اند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا كرد.

[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 23:40 ] [ احمد ] [ ]





بهار، جلوه گاه پروردگار

با رسیدن بهار، طبیعت ردای سبز بر تن می کند. چکاوک ها، هزار دستان و قمریان، نغمه ها و سرودهای فرح بخش و تازه سرمی دهند و انسان ها را به مهرورزی، گره گشایی و هم گرایی فرا می خوانند. بهار، پیام آور عشق و رویش است و موسم سرور و آشتی و به همین خاطر است که خواستنی است و با آمدنش دل ها سرشار از سرور و جان ها معرفت می یابد.

بهار، پیام آور تعادل است و اینکه در سایه تعادل، زندگی زیبا می شود. با دیدن بهار، رحمت و محبت خداوند را به یاد می آوریم. در اینکه چشمه مهر ایزد همواره به سوی آدمیان و همه موجودات، سرازیر است و ما اگر او و نشانه هایش را فراموش کنیم، او هرگز ما را فراموش نمی کند و با دگرگونی فصل ها نیز به جلوه گری قدرت بی پایانش می پردازد تا شاید دلی به یاد او افتد و به شوق او بتپد و بر اثر تماشای جلوه هایش، اشک شوق از چشمی جاری شود.

اساسا جهان هستی، آینه دار خداست و جمال پروردگارش را به تماشا گذاشته است. به تعبیر زیبای حافظ:

مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست؟ به دست مردم چشم، از رخ تو گل چیدن

بهار نیز یکی از باشکوه ترین جلوه های خدا در جهان هستی است که می توان با تماشای آن، نقبی به عالم معنا زد و راهی به سوی خدا یافت و جمال پروردگار را به تماشا نشست. چه زیبا سروده است، سعدی شیرازی:

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق نه کم از بلبل مستی تو بنال ای هشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
خبرت هست که مرغان سحر می گویند آخر ای خفته! سر از خواب جهالت بردار

پیام متن:

1. زیبایی و شکوه بهار، درس مهرورزی و دگرگرایی و گره گشایی به آدمیان می دهد.

2. بهار؛ یعنی خداوند فراموششان نمی کند؛ و جلوه گری دوباره بهار، دل ها را در یاد خویش عطرآگین می سازد.

3. با دیدن جلوه های خداوند در فصل بهار، بیش از پیش به عظمت و مهر خداوندی پی می بریم.

کمتر از طبیعت نباشیم، ما نیز دگرگون شویم

طبیعت به عنوان یکی از نشانه های خدا، سرشار از درس و عبرت است. دلی که بیدار است، در هر پدیده ای عبرتی می بیند و از هر نشانه ای، درسی می آموزد. بیداردلان، از بهار، درس تحول و نوشدن می آموزند. به تعبیر رسول اکرم صلی الله علیه و آله : «آن کس که با تغییر دنیا از وضعی به وضع دیگر آگاه نشود، از غافل ترین مردمان است».

اگر طبیعت شکوفا و زیبا می شود، ما نیز می توانیم. اگر بهار، فصل سرزندگی و طراوت است، چرا ما این گونه نباشیم؟ از امام خمینی رحمه الله در این باره نقل است:

در دعای روز نوروز، از خدای متعال درخواست می کنیم که حال ما را به بهترین حالات برگرداند. هرجا که باشیم و هر چه نیکویی در حال ما باشد، نیکوتر از آن هم هست. باید توجه داشته باشیم که دگرگونی هر پدیده ای در عالم، به دست انسان است و همه تحول ها با اراده انسان انجام می گیرد. اگر انسان بخواهد در وضعیت جامعه خود، کشور خود و زندگی خود تحول ایجاد کند، باید این تحول را در خود آغاز کند؛ تحول اخلاقی و درونی، رفتن به سوی صفا و انسانیت، عبودیت پروردگار و تسلیم (شدن) در برابر اراده خداوند عالم و آفریننده هستی؛ که این تحول، سعادت انسان ها را تضمین می کند.

پیام متن:

از قافله بهار عقب نمانیم و درس دگرگونی برای بهتر شدن و شکوفایی و طراوت بیاموزیم.

بهار، یادآور رستاخیز

همه ساله با فرارسیدن زمستان، فروغ زندگی از سیمای طبیعت رخت برمی بندد و افسردگی و پژمردگی جای آن را می گیرد و طبیعت به شکل موجودی بی جان درمی آید. پس از مدتی، با فرارسیدن بهار، روحی دوباره در کالبد طبیعت بی جان و افسرده دمیده می شود و طبیعت لباس حیات بر تن می کند و این گونه است که رستاخیز انسان و جهان، با پیدایش بهار به تماشا گذاشته می شود. از همین رهگذر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «اِذا رَأَیتُم الرَّبیعَ فَأَکْثِروا ذِکرَ النُّشورِ؛ هر وقت بهار را دیدید، بسیار از قیامت یاد کنید».

مولوی نیز در این باره چه خوش سروده است که:

این بهار نو ز بعد برگ ریز هست برهان بر وجود رستخیز
در بهاران رازها پیدا شود هر چه خورده است این زمین رسوا شود
رازها را می کند حق آشکار چون بخواهد رُست، تخم بد مکار

پیام متن:

زنده شدن طبیعت در فصل بهار، یادآور روز رستاخیز و زنده شدن مردگان است، در نتیجه بیداردلان در فصل بهار، به پرهیزکاری خود می افزایند.

عید نوروز و آداب آن در فرهنگ ایرانی و اسلامی

عید در لغت، به معنای «عود» و بازگشت است و در فرهنگ اسلامی، به معنای بازگشت به معبود است؛ یعنی انسان به سوی خالق خود بازگردد و به پاداش الهی دست یابد و این، عید اوست. امام علی علیه السلام می فرماید: «هر روزی که در آن نافرمانی خدا نشود، عید است».

جشن نوروز، از واژه اوستایی «یس یسنه» به یادگار مانده و به معنای عید و ستایش و نیایش است. همه عیدهای ایرانیان باستان، دینی و با نیایش و دعا همراه بوده است. این جشن، به مدت 10 روز بود و مردم در آن به عبادت و به جای آوردن اعمال عید مشغول بودند. می گویند جمشید، پادشاه ایرانی، زمانی که بر تخت نشست، خاصان را طلبید و رسم های نیکو گذاشت و گفت: «خدای متعال شما را خلق کرده است. باید که به آب های پاکیزه تن را بشویید و غسل کنید و هر سال در این روز به همین دستور عمل کنید».

در روایت های ائمه معصومین علیهم السلام به برخی آداب عید نوروز نیز اشاره شده است. از جمله این آداب، صله رحم، دعا کردن و پاکیزه بودن است. در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «چون نوروز فرارسد، غسل کن؛ پاکیزه ترین لباس خویش را به تن کن؛ به بهترین بوی خوش خودرا معطر کن و در آن روز، روزه بدار».

پیشوایان معصوم علیهم السلام همواره سفارش می کردند که همراه با تحول طبیعت، به دگرگونی اخلاقی خویش نیز همت گماریم.

پیام متن:

1. در اسلام به بسیاری از اعمال و آداب عید نوروز، اشاره شده است. مثل صله رحم، دعا و مناجات. ازاین رو، این عید پس از اسلام نیز در میان ایرانیان رواج داشته است.

2. توصیه به انجام آداب اسلامی از سوی اهل بیت علیهم السلام در عید نوروز به معنای، رنگ معنوی دادن به تفریحات شادی های نوروزی است.


[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 5:25 ] [ احمد ] [ ]

انسان باید شرافت داشته باشد

                        نه شر

                            وآفت

 

[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 6:44 ] [ احمد ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام خدمت دوستان این وبلاگ جهت ارادت به ساحت مقدس امام زمان عج راه اندازی شده امید انکه دوستان مارادراین زمینه یاری دهند
لینک دوستان
امکانات وب